قدرت اللّه بهرامى / محمد رضا مومن
40
نظام سياسى اجتماعى اسلام (فارسى)
سيتم حكومت اسلامى نه حكومت فردى است كه بر مبناى زور استوار است مانند حكومت شاهان و زورمندان پيشين و نه حكومت مردمى به طور آزاد كه در غرب معمول است ، بلكه نوع ديگرى از حكومت است . حكومتى آميزه از حكومت مردمى و الهى و يا حكومت خدا بر مردم از طريق مردم و يا به عبارت روشنتر « دمكراسى مكتبى » است كه اساس آن را آراى مردم تشكيل مىدهد اما نه به هر صورت و بدون قيد و شرط ، بلكه در چارچوبهء قوانين اسلام . « 1 » ضرورت وجود رهبرى مسأله رهبرى هميشه مورد توجه ملتها و انديشمندان بوده و شايد مهمترين نقش را در ظهور و سقوط ملتها و پيشرفت و انحطاط آنان داشته است . بزرگترين حركتهاى جاودانه و حوادث تلخ تاريخ را رهبران جامعه به وجود آوردهاند . لزوم رهبرى در هر جامعهاى ، از بديهىترين مسائلى است كه مورد اتفاق تمامى صاحب نظران است . روشنترين دليل بر لزوم رهبرى ، زعامت پيامبر ( ص ) در صدراسلام و تعيين رهبر براى زمان پس از خود مىباشد . اميرمؤمنان ( ع ) مردم را ناچار از داشتن رهبرى مىداند . « 2 » در روايت فضل بن شاذان نيز از امام رضا ( ع ) نقل شده است كه فرمود : « انّا لانَجِدُ فِرْقَةً مِنَ الْفِرَقِ وَ لا مِلَةً مِنَ الْمِلَلِ بَقَوْا وَ عاشُوا الاّ بِقَيِّمٍ وَ رِئيسٍ لِما لابُدَّ لَهُمْ مِنْهُ فىامْرِ الدّيْنِ وَ الدُّنْيا « 3 » » ما هيچ گروهى از گروهها و ملتى از ملتها را نمىيابيم كه بدون زمامدار و سرپرست زندگى كرده و ادامهء حيات داده باشند ؛ زيرا ادارهء امور دينى و دنيوى آنان به زمامدارى نيازمند است . همچنين حضرت صديقهء طاهره ( س ) در خطبهء خود فرمود : « فَفَرَضَ اللَّهُ الْايمانَ تَطْهيِراً مِنَ الشِّرْكِ . . . وَ الطَّاعَةَ نِظامَاً لِلْمِلَّةِ وَ اْلِامامَةَ لِمّاًمِنَالْفُرْقَةِ » « 4 »
--> ( 1 ) - مبانى حكومت اسلامى ، جعفر سبحانى ، ترجمه داوود الهامى ، ص 195 ، انتشارات توحيد ، قم . ( 2 ) - نهجالبلاغه ، صبحى صالح ، خطبهء 40 . ( 3 ) - بحارالانوار ، علامه مجلسى ، ج 6 ، ص 60 ، دارالاحياء التراث العربى ، بيروت . ( 4 ) - كتاب البيع ، امام خمينى ( ره ) ، ج 2 ، ص 464 .